تبلیغات
c60 - فضولی و آسایش
c60
مشاورو راهنمای خانواده ( درمان اعتیاد )

مرتبه
تاریخ : دوشنبه 15 اسفند 1390

به نام او...

آن گونه که دوست داری مردم با تو برخورد کنند با آن ها برخورد کن.

مراقب خودت باش یعنی مراقب روحت ،جسمت،حست،افکارت و هر آن چه خداوند در اختیارت گذاشته باش.زمانی که من به ضد ارزش ها می پردازم،آرامش از دست می دهم.چه بسا ضد ارزش بزرگی هم چو اعتیاد مرا به سمت ضد ارزش های دیگر و یا ضد ارزش های دیگر مرا به سمت اعتیاد سوق دهد ،که هر دو به دلیل عدم آگاهی و شناخت از خویش است.ضد ارزش ها ذهن و قلب ما را پر می کند و ما را از رشد و توجّه به خود باز می دارد؛باید ظرف وجودی ما از خشم ،نفرت،دروغ کینه،حسد و ... فضولی خالی شود تا جایی برای ارزش و عمل درست پیدا شود.برای اینکه من به ضد ارزش نپردازم، لازمه اش شناخت ارزش و ضد ارزش و شناخت جایگاه انسانی است. من تا زمانی که جایگاه پدر و مادر را نشناسم،  برایشان ارزشی  قائل نمی شوم و تا زمانی مثلاً یک استاد را نشناسم، نمی توانم در کنار او قرار گیرم  واز آموزش هایش بهره برم.در واقع زمانی که جنس و نوع چیزی را  بشناسم آن را بهتر می پذیرم و در وجودم نهادینه می کنم یا بنا به جایگاه، شخصیت و خواسته ام از آن فاصله می گیرم.تا زمانی که من ندانم لیاقتم چیست؟دغدغه ام چه باید باشد؟یا جنس ضد ارزش را نشناسم و یا این که ندانم ضد ارزش چه قدر بین من و انسانیتم فاصله می اندازد ،نمی توانم از عمل ضد ارزش فاصله بگیرم و از این رو هیچ قانون و چهار چوبی را نمی پذیرم.چرا که هنوز پی نبرده ام همه ی این ها برای تعادل و حفظ آرامش من است.

و امّا ضد ارزش فضولی ...

طبق قانون طبیعت ما هر چیز را که می خواهیم به دست بیاوریم باید یک چیز را از دست بدهیم.در ازاء تجسس در امور دیگری چه به دست می آوریم؟در حالی که ممکن است تمام انرژی،آرامش و وقت خود را از دست بدهیم.گاه  حتی ممکن است  از سر لطف بخواهیم کاری برای کسی انجام دهیم با این دید ونیت که او نمی داند و باید کمک و راهنمایی کنیم،پیش می رویم غافل از این که چه معامله ی بی سودی!به هنگام فضولی من با این حس که من چیزی را بیشتر می دانم  پیش می روم و خواهان کمک  می شوم که این خود جهل بزرگی است ؛اگر من می دانستم قطعاً این را هم می دانستم که تا خود شخص نپرسیده و کمک نخواسته و اجازه نداده، نباید آرامشش را بر هم زنم.در مبحث قضاوت که بی ربط به این مبحث نمی باشد ،آقای امین می گویند وقتی چیزی را در کسی می بینی از همان نوع در خودت هم هست، کافی است جهت نگاهت را به سمت خودت بچرخانی و تمام انرژی و تمرکزت را صرف خود و اصلاح خود کنی.

آن گونه که دوست داری مردم با تو برخورد کنند، با آن ها برخورد کن.

زمانی در اموری که به من مربوط نیست؛ تجسس کنم ،وارد حریم دیگران شوم و خط قرمزهای دیگران را رعایت نکنم و آرامش دیگری را بر هم زنم با این وجود جوازی به  به آن ها می دهم که آن ها هم با من همین برخورد را داشته باشند،گویی دارم به آن ها آموزش می دهم که شما می توانید به این شکل در امور من تجسس کنید با این تفاسیر آیا آرامش من حفظ می شود و من در آسودگی کامل خواهم بود؟؟   

امیدوارم با تمامی این آموزش ها که از راهنمایان عزیز و کنگره 60 داریم، بتوانیم ضد ارزش ها را که هم چو بندی بر دست و پای ماهستند، کنار گذاریم و ارزش واقعی خود را پیدا کنیم.




طبقه بندی: دستورجلسات هفتگی، 
ارسال توسط همسفــــر آمنه
آرشیو مطالب
پیوند های روزانه
امکانات جانبی
blogskin

ابزار وبلاگ

قالب وبلاگ