تبلیغات
c60 - بازیگر باشیم یا تماشاچی؟
c60
مشاورو راهنمای خانواده ( درمان اعتیاد )

مرتبه
تاریخ : چهارشنبه 9 فروردین 1391

به نام او...

بازیگردان قلب خود باشیم.

در مورد این که در عرصه ی کنگره  باید تماشاچی بود یا بازیگر؟می توان گفت هم تماشاچی و هم بازیگر...کنگره حقیقت جدا از ما نمی باشد؛کنگره همان راهی است که باید می رفتیم و ناتمام گذاشته ایم،شخص از بدو  ِورود به تماشا می نشیند و آموزش می بیند،سکوت می کند و در سکوت" خود" را پیدا می کند،نه این که در سکوت به ایراد گرفتن از دیگران بپردازد چرا که این بر سفرش تأثیر گذار است.و بعد این"خود"به درمان روح وجسم می پردازد،مهم ترین مسئله برای شخص مسافرو حتی همسفر درمان است او زمانی وارد بازی اعتیاد شده و در نا آگاهی همه ی نقش های زندگی اش را از دست داده است.و حال با حضور در کنگره 60 به تماشا می نشیند و آموزش می بیندو نقش اصلی اش که همان بودن در صحنه ی زندگی است را به یاد می آورد و تنها مرد میدان خودش است او همه چیز را  با استقامت و تلاش با صبر و ایمان هر چه تمام تر تدریجی بر می گرداند.او در مقابل خودش به بازی می پردازد ،پلکان 21 روزه اش(عمل تیپرینگ) را با کمک راهنما کم و زیاد می کند تا در این میان نه تنها جسم تعادل یابد بلکه شخص خود رانیز بیابد،در اصل این بازی مقابل خود، همان بازی مقابل نفس است؛فرد مسافر و همسفربا سفر در دنیای خواسته های خویش باید بیاموزند نفس را مهار کنند تا ذره ذره از پلکانی که پایین آمده بوند و به قعر تاریکی رفته بودند،برگردندو در ازاء هر پله یک امتیاز از خداوند بگیرند.در وادی اعتیاد، قشنگ ترین باید، روی می دهد؛فرد فرو می ریزد از هر چه خواستن و بودن است و پایه و اساسش از نو گذاشته می شود،خمیر مایه اش د ر وادی اعتیاد ورزیده می شود و به زیبایی هرچه تمام تر ظاهر می شود و فرد بعد از همه ی سختی ها و شاید عدم تعهد ها  در قبال خویشتن ِ خویش،نقش خود را دوباره به دست می گیرد و این باربا آموزش هایی که می بیند، پیرو نفس نخواهد بود بلکه از قلب خود دستور می گیرد،به درستی و راستی قدم در مسیر بایدها می گذارد و از نباید ها فاصله می گیرد.درآغاز باید تماشاچی بود حتی در طول مسیر، برای سفری بهتر خیلی چیزهای ضد ارزش را نباید دید و نباید وارد بازی شدو پس از رفتن های پیاپی و آموزش های بسیار و متعادل ساختن جسم و مقوله ی  درمان اعتیاد،بازی هم چنان ادامه دارد،باید کوشید تا جهان بینی و روان نیز درمان یابد،باید کوشید تا بندهای ضد ارزش را یکی یکی از دست و پای خویش باز کرد و رها شد،در این راستا هر آن چه هست به بازی گذاشته می شودو در همین راستا است که به نهایت قدرت و ایمان و بودن ِ خود دست می یابیم،باید بازیگر بود ،باید بعد از خدمت به خود خدمت به دیگران را تمرین کرد،باید رهایی دیگران دغدغه ات شود باید پیوسته بازی در آگاهی را تمرین و ایفا کرد،باید مایه ی آرامش جان شد، باید ناجی قلب ها شد باید...بازیگردان قلب خود شد،از آموزش تا خدمت،از رهایی تا رهایی،از امروز تا همیشه باید بود و این همان راز حال ِ خوش ماست ،همان بازی ای که باید آگاهانه وارد آن شد و هر لحظه مراقب روح جسم و روان خود بود باید کوشید و صبور بودبایدبه راه ایمان داشت و عشق ورزید.گاهانه وارد آن شد و هر لحظه مراقب بود و کوشا باید صبور بوداعآآآااااااااامبلفا0-محخوما ومئتبهتعهتئعه 41ض رززبیی

زندگی صحنه ی یکتای هنرمندی ماست هر کسی نغمه ی خود خواند و از صحنه رود،صحنه پیوسته به جاست،خرم آن نغمه که مردم بسپارند به یاد.




طبقه بندی: دستورجلسات هفتگی، 
ارسال توسط همسفــــر آمنه
آرشیو مطالب
پیوند های روزانه
امکانات جانبی
blogskin

ابزار وبلاگ

قالب وبلاگ