تبلیغات
c60 - همه ی ما به دنبال عشقیم و خود نمی دانیم!!
c60
مشاورو راهنمای خانواده ( درمان اعتیاد )

مرتبه
تاریخ : یکشنبه 21 خرداد 1391

 مصاحبه با مرزبان پارک طالقانی

1) لطفاً یک بیوگرافی از خودتان برای خوانندگان عزیز بدهید:

سلام دوستان حمیده هستم یک همسفر

در خانواده ای به همراه پدر و مادر و خواهر و برادر و مادر بزرگ در آرامش زندگی می کردم و به غیر از بعضی موارد که با پدرم مسائلی داشتم،مواقع دیگر از لحاظ مالی و معنوی چیزی کم نداشتم و در سن 18 سالگی ازدواج کردم و بعد از ازدواج با مشکلاتی روبه رو شدم که تجربه نکرده بودم و البته همسرم بعضی ازخلقیاتش با خانواده ام فرق داشت که من با خیلی از آن ها مشکلی نداشتم.

2)چند سال است که به کنگره می آیید و برای رهایی مسافرتان تــــــــلاش و صـــــــبر داشتید؟؟

من 7 سال است که به کنگره می آیم و همسرم 1 سال و 6 ماه است که رها شده است.

3) چرا تعادل فوق درمان است؟

به نظر من در جامعه خیلی از انسان ها هستند که اعتیاد ندارند ولی خیلی از کارهای ضد ارزشی انجام می دهند؛شاید به این خاطر باشد که تعادل ندارند که در کنگره بعد از رهایی از مواد همچنان مسافران و همسفران آموزش دیده و بر جهان بینی خود کار کرده و دیدگاهشان تغییر کرده و  و روابط با دیگران و چگونه زندگی کردن را می آموزند و کم کم به تعادل می رستد و دگر اشتباه نمی کنند.

4)مهمترین عامل در رهایی از نظر شما کدام عامل است؟

رهایی به نظر من دو نوع است؛رهایی از مواد،رهایی از مسائلی که برای ما مشکل ایجاد می کند.رهایی از مواد زمان خاصی  دارد که فرد با خواست واقعی  خود و کمک دیگران این را طی می کند.ولی رهایی از خیلی ضد ارزش ها و چیزهای دیگر به زمان و آموزش بیشتری نیاز دارد که به مراتب خیلی سخت است و رهایی یعنی به آرامش رسیدن،یعنی انسان در هر زمان و مکان وشرایط خودش باشد،رهایی یعنی تسلیم بودن،تلاش کردن و مسائل را آن طور که هست بپذیریم،افراد را آن طور که هستند بپذیریم، به جای آن که شکایت کنیم ،سعی کنیم مشکلات خود را حل کنیم.

5)"صفت گذشته در انسان صادق نیست چون جاری است "لطفاً توضیح دهید(وادی10)؟

انسان به گفته کنگره جاری است یعنی همیشه در حال حرکت است،هیچ چیزی در جهان وجود ندارد که ساکن باشد،انسان همیشه در حال تلاش و حرکت  یا به سمت ارزش ها و یا ضد ارزش هاست یا در حال صعود یا سقوط است و این بسته به خود انسان دارد که به سمت ارزش برود یا ضد ارزش چون دارای اختیار است.

6)نقش همسفر در رهایی یک مسافر چیست؟

همسفر باشرایطی که یرای مسافر خود فراهم می کند مثل آرام کردن فضای خانه، و همراهی او و حضور همیشه ی خود در کنگره و آموزش هایی که می بیند کمک بسیاری به مسافرش می کند چرا که در سفر اول، مواد، فرمانده و تعیین کننده است و خیلی از کار هایی که مسافر می کند دست خودش نیست.

7)چه توصیه ای برای یک سفر اولی دارید؟

یک سفر اولی باید سفرش در اولویت باشد ،به حرف های کمک راهنمایش گوش کند،روی جهان بینی اش کار کند،در کنا ر سفر، جهان بینی بسیار لازم است.زیرا اگر  مواد کم شد و جهان بینی بالا نرفت سفر بسیار سخت می شود، چرا که جهان بینی راه را به ما نشان می دهد و دگر این که همیشه در کنگره حضور داشته باشند.

8)نظرتون در مورد مثلث عقل ،ایمان ،عشق چیست؟

انسانی که سه بعد عقل،ایمان و عشق او به سمت تکامل پیش می رود،سیستم ایکس او به مراتب بهتر کار میکند.

9)این که خدمت سالم به تغییر جایگاه بیرونی و درونی کمک می کند یعنی چه؟

در تغییر جایگاه بیرونی؛اگر انسان واقعاً خدمت سالم پیدا کند ،به خاطر آن انرژی های خالصی که دارد لیاقت پیدا می کند در جایگاه بهتری به دیگران خدمت کند و در تغیر جایگاه درونی؛ انسان وقتی از خدمت و عمل خود راضی باشد می داند که عمل سالم را انجام داده است و این یک نوع تزکیه است که باعث آرامش درونی می شود و این آرامش باعث پیدا کردن راه درست می شود.

10) در کنگره  و کل هستی ما با آدم  ها سر و کار داریم نظرتون نسبت به آدم ها چیست؟

نظر خاصی ندارم زیرا هر کدام از ما با شرایط خاصی زندگی می کنیم که نقطه تحمل خاصی برای خود داریم،به نظر من هر کدام از آدم ها طوری زندگی می کنند که به خواسته های خود برسند، قبل از کنگره شاید من خیلی در مورد آدم ها قضاوت می کردم ولی بعد آموزش فهمیدم آدمــــــــــها  معلم ما هستند و ما نیز معلم آن ها هستیم شاید چون آموزش ندیده اند نمی خواهند و نمی توانند راه خود را بیابند بایـــــــد برای انسانیت آموزش دید با کمک همین آدم ها.

11)"گاهی مرا دور می دانی و گاهی نزدیک؛من نه دورم و نه نزدیک،حس توست که تغییر می کند".نظرتون نسبت به این پیام چیست؟

انسان ها همیشه در کنار هم هستند،حس ما وقتی تغییر می کند تفکرات و قضاوت ها و خیلی چیزهای دیگری را نیز تغییر می دهد و یک نظر دیگر هم دور یا نزدیک بودن خداوند است که ما همیشه وقتی آرامش داریم،خود را به او نزدیک تر می بینیم چون حس ما خوب است و حس معادل انرژی است وقتی انرژی ما بالا باشد همه چیز و همه کس خوب است ولی وقتی حس ما بد باشد و انرژی ما کم باشد همه چیز و همه کس دورند و شاید هم بد باشند.

12)کدام وادی شما را بیشتر جذب کرد به چه علت؟

وادی 14,عشق یعنی همه چیز،اگر عشق وجود واقعی داشته باشد دگر هیچ چیز بد نیست،عشق مانند نقطه ی پرگار می ماند که همه چیز به دور آن می چرخد. به نظر من همه ی انسان ها به دنبال عشق می گردند و خود نمی دانند که به دنبال آنند.

13)چه قدر به این اعتقاد دارید که باید اول همسفر رها شود تا مسافر به رهایی رسد؟

به نظر من اگر همسفر رها شود و مسافر خود را رها کند زودتر به خواسته خود می رسد. زیرادر کائنات همین طور است باید رها کنی تا رها شوی ،زیرا رهایی همسفر،مسافر را از خیلی بایدها و نبایدها و از خیلی سوال ها رها می کند و زمانی که همسفر دیگر با مسافر خود کاری ندارد و روی خود کار می کند ،در این صورت مسافر تمام انرژی خود را روی سفرش می گذارد و مسافر رها می شود. مانمی توانیم دیگران را تغییر دهیم، ولی می توانیم خود را تغییر دهییم. اگر ما تغییر کنیم دیگران هم تغییر می کنند .

14)صحبت آخر:

امیدوارم همه ی ما به رهایی برسیم و کامل شویم و بتوانیم همه چیز  و همه کس را آن طور که هست بپذیریم و به آرامش واقعی برسیم،اول تسلیم شده و بعدتلاش کنیم،اگر انسان تلاش کند به هر چیزی که بخواهد می رسد.

 




طبقه بندی: مصاحبه و گفتگو،  مشارکت همسفران، 
برچسب ها: کنگره 60، درمان اعتیاد، مصاحبه با رها یافتگان،
ارسال توسط همسفــــر آمنه
آرشیو مطالب
پیوند های روزانه
امکانات جانبی
blogskin

ابزار وبلاگ

قالب وبلاگ