تبلیغات
c60 - خاصیت عشق
c60
مشاورو راهنمای خانواده ( درمان اعتیاد )

مرتبه
تاریخ : سه شنبه 28 شهریور 1391
این جلسه یازدهمین جلسه از دور سوم سری کارگاه های آموزشی خصوصی کنگره 60 نمایندگی استاد معین روز شنبه مورخ 25 شهریور ماه با دستور جلسه ی : ((وادی چهاردهم و تأثیر آن روی من)) با استادی جناب آقای امین دژاکام ،نگهبانی سرکار خانم الناز رک و دبیری سرکار خانم معصومه میرزایی رأس ساعت 13:30 آغاز به کار نمود.

خلاصه ی سخنان استاد:

((مرهم نبود جز عشق ؛خود نیش و نوش دارو

آنان به جان خریدند دیگر شفا پذیرند ))

مرهم به معنی داروی شفا بخش است ؛دارویی که هم نیش است و هم نوش ،هم تلخ و هم شیرین و کسانی که دشواری و سختی شکل گرفتن عشق را بپذیرند آنها شفا پیدا خواهند کرد .

خاصیت محبت و دوست داشتن در درمان کردن است مانند اکسیری که وقتی وارد بدن می شود فرد را درمان می کنند ؛این ماده در ابتدای ورود به بدن شوق و ذوق خاص خودش را دارد و شاهد مثال آن بیتی از حافظ شیرازی ست که می گوید  : ((الا یا ایها الساقی ادر کاسا" و ناولها / که عشق آسان نمود اول ولی افتاد مشکل ها )).

عشق با سختی ها و مشکلات زیادی همراه است ؛تجارب تلخی را بر جای می گذارد اما نوش دارو بودن عشق انکار ناپذیر است .

عشق یعنی حضور مادر و یا پدر ؛خواهر و یا برادر ؛همسر و یا فرزند یک فرد مصرف کننده  در کنگره ۶۰که به دلیل محبت نسبت به این فرد حاضرند سختی ها ؛ناملایمات ؛اذیت و آزارها و... را متحمل شوند ،معشوق آنها را عذاب بدهد ،جانشان به لبشان برسد و از ادامه ی این امر صرف نظر کنند اما کسانی که در این میدان می مانند و استقامت به خرج می دهند نتیجه ی مطلوبی می گیرند که نوش داروی تمامی آن دردهای عمیق و عذاب های شدید است.

رسالت یک همسفر در کنگره تنها رهایی مسافر نیست ؛خود همسفر نیز یک سفر غیر رسمی را پشت سر می گذارد و این سفر غیر رسمی و به قول معروف زیر پوستی به مراتب سخت تر از طی کردن سفر رسمی می باشد .

یک همسفر گذشت ،صبر و بخشش را در وجودش پروش می دهد ،خواسته های خود را می شناسد ؛برخی از آنها را تغییر می دهد ؛خاطرات ناخوشایند و تلخ ،هجوم القائات منفی و... را متحمل می شود و صبوری می کند چرا چون این رهایی خواسته ی معقول این همسفر است و نمی خواهد از رسیدن به آن صرف نظر کند .

یک همسفر مشکلات زیادی از جمله : اجتماعی ،اقتصادی ،خانوادگی ،مسائل و مشکلات فرزندان و... را متحمل می شود ؛از این مشکلات با عنوان مسائل یاد می کند و در حل آنها کوشش می کند ؛بدی هایش را می شناسد ،تاریکی های وجودی خود را مورد بررسی قرار می دهد درست است که این کار زمان زیادی را به خود اختصاص می دهد اما نتیجه ی رضایت بخشی خواهد داشت ؛در اغلب مواقع صراط مستقیم پس از حل این مسائل خود را به فرد نشان می دهد و این نیز از معجزه های تزکیه است .


صبر و تحمل من  به عنوان یک همسفر باعث تغییر احساسات و عواطف من و در نتیجه تغییر مسافرم می شود  ؛این باعث می شود تا مسافر بی چون و چرا در صراط مستقیم قرار بگیرند

به عبارت دیگر ؛حس ،سایه و جاذبه را باید با تمام وجود درک کرد.

برای به وجود آمدن محبت در وجود یک فرد باید اول بستر مناسبی برای آن فراهم شود  تا بعد آرام آرام محبت درون فرد حلول پیدا کند .

یک هواپیمای مسافر بری نمی تواند هر کجا که خواست فرود بیاید ،وسط بیابان و در عمق دریاهاو... هرکجایی جایگاه فرود نیست فقط یک جایگاه برای  فرود وجود دارد و این جایگاه فقط و فقط باند فرودگاه است ؛باند فرودگاه استحکام بالایی دارد ؛متلاشی نمی شود ،از هم نمی پاشد ،خراب نمی شود ؛این بستر مناسب  استقامت تحمل وزن این هواپیما را دارد و هیچ ایرادی به آن وارد نخواهد شد .

جاذبه تنها یک ضلع مثلث عشق است ؛حس و سایه نیز باید وجود داشته باشد ؛جاذبه یعنی کسی که من خیلی سریع با او انس می گیرم و خیلی سریع تر از او دل می کنم و انگار نه انگار که او وجود خارجی در زندگی من داشته یا اینکه شما احساس می کنید کسی را خیلی دوست دارید و به او عشق می ورزید اما کافی ست همین فرد کاری بر خلاف میل شما انجام دهد آن وقت کاملا" از چشم شما خواهد افتاد اما در عشق چنین مسائلی وجود ندارد و فرد عاشق حتی در مواقعی که دارد از سوی معشوق عذاب داده می شود نگران خود معشوق است که مبادا این ناراحتی و عصبانیت ضرری  برای او داشته باشد و او را آزرده خاطر و ناراحت بکند .

دچار ناراحتی شدید شدن ،دچار خشم زیاد شدن و... نشان دهنده ی این است که محبت و عشق هنوز به آن درجه ی پختگی خود نرسیده است ؛مسئله ی شخصیت و احترام در جای خود اما دوست داشتن هم مراتب متفاوتی دارد ؛ممکن است من شخصی را خیلی خیلی دوست داشته باشم اما زمانی که او را آزرده خاطر و ناراحت و... می کنم یعنی درجه ی خلوص این عشق خیلی کمتر از آن چیزی ست که من فکر می کنم .

مانند طلای دوازده عیار ؛ که باید به نقطه ی جوش برسد  ؛ناخالصی ها از آن جدا شود و سپس تبدیل به طلای چهارده ،شانزده،هجده و یا بیست و چهار عیارشود  .

این مراحل درد دارد ،رنج و سختی دارد  و هر آنچه که لازم باشد باید تحمل کنی تا به بخشش دست پیدا کنی .

یک سری افراد پیش من می آیند و می گویند من می خواهم فلانی را ببخشم اما نمی توانم ؛من هم در جواب می گویم اگر نمی توانی پس خداحافظ ؛تحمل این درد (درد بخشیدن دیگران) چیزی ست شبیه به درد زایمان که نمی شود از آن فرار کرد ،احتمال دارد الآن پیش خودتان بگویید سزارین یعنی زایمان بدون درد ولی اشتباه می کنید ،درد سزارین بعدها خودش را نشان می دهد و مدت زمان طولانی ادامه پیدا می کند ،شما همان درد زایمان را در طی مدت یک سال تجربه خواهید کرد ،پس زایمان بدون درد امری غیر قابل دستیابی می باشد .

این درد چیزی ست شبیه درد خالکوبی ؛چیزی شبیه ماساژ دادن کمر فردی که کمر درد شدیدی دارد .کسی که رگ سیاتیکش گرفته شده و درد زیادی دارد برای خوب شدن احتیاج به این ماساژ دارد و باید درد ناشی از این ماساژ را تحمل کند حالا احتمال دارد فرد ماساژ دهنده ناشی باشد و این درد را صد چندان کند و یا این فرد مهارت این امر را داشته باشد و درد را به حداقل برساند .

اگر علم فرد نسبت به بخشش زیاد شود ؛بخشیدن انجام می پذیرد ،دردش هم هست ولی به حداقل رسیده است ؛اما اگر علم نداشته باشد درد زیادی دارد .

اگر کسی بخواهد با گذشت ،با صفا ،با محبت ،عاشق و... باشد این امور بدون درد غیر قابل دسترسی هستند .برای عاشق بودن باید دیوانه باشید ؛نه از آن دیوانه های تیمارستانی این دیوانه با آن دیوانه تمایز دارد .

تمامی ساختار هستی بر اساس عشق بنا شده است ،تمامی استعدادها ،توانایی ها ،قدرت شعر گفتن ،یادگیری علم ،فیزیک جسمانی ،تحلیل ریاضیات و هر نیروی دیگری اساسا" با عشق و محبت کار می کند .اگر کسی عالم، نابغه، هنرمند و.. می شود یعنی عشق بسیار زیادی در وجودش بوده است ؛آن شخصی که  موتزارت ،مولانا،نیوتون و ... می شود نشان می دهد که استعدادها و توانایی هایش با وجود عشق و محبت بارور شده است .

عشق و محبت تنها بستری ست که می تواند هر بذری را به بار بنشاند و کینه و نفرت تنها بستری ست که می تواند ریشه ی تمامی محبت ها را بخشکاند و جلوی رشد آنها را بگیرد ؛عشق و محبت توانایی ها را بارور و کینه و نفرت درخت توانایی ها را عقیم و بی بار و بر می کند .

من در یک فاصله ی زمانی آدم کینه ای  بودم ،این کینه جلوی آموزش مرا می گرفت و مرا تبدیل به فردی خنگ و کودن کرده بود ؛کینه و نفرت نمی گذاشت که من چیزی یاد بگیرم ،هرچقدر که کبنه و نفرت از وجود من دور شد توانایی هایم بالاتر رفت ،اگر شما هم دقت کرده باشید نفر اول کنکور با کینه و نفرت ،با حسادت و درگیری و... به این جایگاه نرسیده است،فردی که در یک روستای دور افتاده زندگی کرده و حالا نفر اول کنکور شده با نیروی عشق به این جایگاه دست پیدا کرده است .

به دست آوردن عشق و محبت راه دستیابی به موفقیت های شغلی ،تحصیلی ،ازدواج و... را هموار تر می کند ،اما فرد باید از یک آتش سهگین عبور کند تا به دریای محبت و عشق برسد .

ولی خوشبختانه راه تزکیه و پالایش سریع الانتاج است و زود جواب می دهد ،با اولین پالایش نتیجه  نمایان می شود ؛فقط کافی ست که انسان ها یک لکه ی کوچک را از زندگی خود خارج کنند تا به همان نسبت نور وارد زندگی آنها شود ؛مانند پرده ای که جلوی ورود نور را گرفته و هنگامی که ما این پرده و لکه را کنار می زنیم  از روزنه ی پشت لکه نور دریافت می کنیم.

و نکته ی پایانی اینکه جاذبه در فواصل کوتاه اثر گذار است اما در فواصل طولانی اثری ندارد ،به طور مثال شما فردی را می بینید و جذب او می شوید و زمانی که در کنارش هستید احساس خوبی دارید اما وقتی که رفت عین خیالتان هم نیست که رفته و ممکن است شش ماه هم از او خبری نگیرید ؛اما عشق و محبت فاصله نمی شناسد ؛فرد عاشق دور هم باشد دلتنگ معشوق است ؛نزدیک هم باشد دلتنگ معشوق است و فاصله در این دلتنگی بی اثر می باشد .

بااحترام :همسفر مــارال

منبع:وبلاگ استاد معین 2



ارسال توسط همسفــــر آمنه
آرشیو مطالب
پیوند های روزانه
امکانات جانبی
blogskin

ابزار وبلاگ

قالب وبلاگ