تبلیغات
c60 - محبت فرمان حیات و زندگی است
c60
مشاورو راهنمای خانواده ( درمان اعتیاد )

مرتبه
تاریخ : پنجشنبه 30 شهریور 1391



سکوت می کنم و به واژه ی عظیم محبت می اندیشم،عظیم می شوم،محبت ؛واژه ای است که در هیاهوی دهر گره از پیشانی باز می کند،عصاکش کور می شود و اعجاز دل بیمار می شود.

محبت در نهاد ماست و برای رسیدن به آن راهی جز جاری شدن نیست ،باید پیوسته در تلاش بود و پویا ،باید خود را از رکود و سکون در آورد و برای رسیدن به محبت و پیوند محبت باید دل به خطر زد،مرارت های بسیار کشید،باید آرام آرام پوست انداخت تا محبت از لایه های زیرین به رو آید، آن که پایبند پیمان های خود است و برای اجرای پیمان خود تلاش می کند،آن که تفکر می کند و برای خود ارزش قائل است ،آن که با جدیت مسئولیت اعمال خود را می پذیرد و ازنوشتن هیچ سرمشقی شانه خالی نمی کند،آن که همواره به مسیر و خود امید وار است،آن که در گاه ِ زندگی به خود ایمان دارد و در بی گاه به خداوند پناه می برد،درنهایت به فرمان عقل نزدیک می شود و ذره ذره در نور ،امواج پر وسعت محبت را می بیند و درک می کند.آن که فرمان های متعدد در زندگی را می پذیرد و ذره ذره اجرا می نماید در نهایت به فرمان اصلی که اجرای محبت است نائل می شود.

موانع،سختی ها و اضداد در جهت رشد و تکامل ما است و باعث می شود که ذرات ناخالصی از ما جدا شود؛همواره نوازش مادر جواب نمی دهد ،گاهی اخم پدر و سیلی او مارا به خود می آورد لذا در مسیر زندگی باید ناملایمات را به جان خرید،باید پیوسته در حرکت و تلاش بود،باید از صخره ها گذشت،باید از رود عبور کرد،باید دستی بر آتش داشت،باید حتی در وادی اعتیاد قرار گرفت اما مهم عبور از آن هاست که جز با تزکیه و پالایش امکان پذیر نیست.

همان طور که در این وادی آمده یک ضلع مثلث عشق،حس می باشد کسی که وجودش پر از هیاهو و صداهای ناهنجار است،نه گوشش زیباترین را می شنود و نه چشمانش ناب ترین را می بیند و نه شایسته ترین را می تواند با جان خویش درک کند چرا که حسش آلوده است،در این راستا باید بسیار آموزش دیدو به معرفت و آگاهی رسید و تغییرات اساسی در افکار و اندیشه و رفتار خود ایجاد کرد،باید قدرت جادبه و دافعه را با هم داشت؛آن کسی که تعادل را نگه می دارد به آرامش هم می رسد.

عشق عبور است،گذر است و هیچ توقفی در آن نیست،عشق عبور از موانع و گذر از خویش است،عشق گذر از دل انسان هاست، آن گاه که آموزش دیدیم و در ناملایمات زندگی ملایم شدیم،فرصت عبور وخدمت به مخلوقات خداوند به ما داده می شود و برای عبور از لحظات و و گذر به دل انسان ها و خدمت به مخلوقات خداوند باید بسیار خلاق بود،باید بسیار مهربان شد،باید لایق شد و راه رسیدن به خداوند همین است، دیدن انسان ها و دگر مخلوقات و جذب آن ها.

محبت همیشه کلام زیبا و اعمال زیبا نیست،محبت گاه سکوت از درون و دیدن نادیده هاست،محبت لمس لحظه هاست،درک معانی و رسیدن به آن سوی تردیدهاست،محبت منشاء خیر شدن است،کانالی برای اجرای فرامین خداوند شدن است ،محبت گاه سکوت از درون و دیدن نادیده هاست،محبت لمس لحظه هاست،درک معانی و رسیدن به آن سوی تردیدهاست،محبت منشاء خیر شدن است،کانالی برای اجرای فرامین خداوند شدن است؛محبت فرمان صلح،جنگ،اشک،لبخند،نزول باران،رسیدن به سکوت ،صبر،انتظار...فرمان زندگی و حیات است.محبت آن چیزی است که باعث می شود تو همه را دوست بداری و قدردان و شاکر آن ها باشی،محبت پیاله ای است که جز به خواست و فرمان ما پر نمی شود.از این رو باید دست ها را گرفت،اشک ها را پاک کرد و لبخندها را به لب نشاند،محبت رسیدن به راه و روش درست زندگی کردن است،رسیدن به عمل سالم ،تعادل است.

محبت حتی وسوسه ها را دیدن و خم به ابرو نیاوردن است،محبت موجی است که مرا به هر سو می برد و در نهایت باعث پایداری ام می شود.

لحظاتی هست در زندگی که من دعا می کنم خودم را به یاد آورم و رسیدن به آن لحظه ها چیزی جز رسیدن به محبت نیست،محبت همان فرمانی است که مسافران پس از چندین ماه سفر در کنگره60 به آن می رسند؛فرمان رهایی،آن لحظه ای که خود را از چنگال اعتیاد باز می ستانند در اصل به محبت می رسند،آن گاه که از تمامی ضد ارزش ها بر می گردنند و خویشتن خویش را پس می گیرند،آن روزی که با خود پیمان می بندند در اصل پیمان محبت را اجرا می کنند و خاکستر آن کاغذی که به امواج می سپارند در اصل به یاد آوری محبت است.

محبت اجازه ی درک لحظه ها و حضور در اکنون است،دیدن گل و بوییدن آن ،لذت بردن از طبیعت،نوازش کودک،نگاه محبت آمیز به پدر و مادر،فرصت حضور در باران و تمامی اعمالی که در وادی اعتیاد و حتی گاه شرایط عادی اجازه ی درک و لذت بردن از آن را نداریم.

محبت اختیار داشتن است و با قدم ها و دیدگان خود شاید هم روح خود به همه جا جاری شدن است ،محبت هم چون کودک بی غل و غش شدن است و رها و آزاد قدم برداشتن است.

محبت اجرای همه ی پیمان هایی است که جایی آن ها را بسته ایم و فراموش کرده ایم و حال برای من همسفر، اجرای پیمان سفرو رهایی از بند مواد و ذره ذره دوری از خشم ،نفرت، حسادت ،بغض، کینه و...و رسیدن به پیوند محبت با مسافرم و کل کائنات و آشتی با خودم می باشد ،رسیدن به رهایی از همه ی افکار و اعمال پوچ و رسیدن به خنده هایی بی بهانه و اشکی از سر شوق،رسیدن به صبر، ایمان، تلاش بی پایان ،فرمان عقل و این ها باور من است و برای رسیدن به باورهایم و حفظ آن تلاش خواهم کرد درغیر این صورت ظرفی تهی بیش نخواهم بود.

 

***آن چه باور است محبت است و آن چه نیست ظروف تهی است.***

با احترام: همسفر آمنه




طبقه بندی: مشارکت همسفران، 
ارسال توسط همسفــــر آمنه
آرشیو مطالب
پیوند های روزانه
امکانات جانبی
blogskin

ابزار وبلاگ

قالب وبلاگ