تبلیغات
c60 - برای صبور بودن باید به دانایی رسید
c60
مشاورو راهنمای خانواده ( درمان اعتیاد )

مرتبه
تاریخ : چهارشنبه 27 شهریور 1392

سلام دوستان آمنه هستم یک همسفر

منم تا قبل از ورودم به جمعیت بزرگ کنگره 60* تصویر خاصی از خیلی مفاهیم نداشتم با واژه ها خیلی سر و کار داشتم ؛این که چی بگم یا نگم که تاثیر گذار باشه و کاملا از اهمیت مفاهیم آگاهی داشتم اما حس آن مفاهیم و لمسشون و حتی با واژه زندگی کردن کار من نبود واژه ای مثل ..."صبر":

وادی 9 یا نقطه تحمل چه ظریف و دقیق به صبر می پردازد؛ "تکیه بر جای بزرگان نتوان زد به گزاف /مگر اسباب بزرگی همه آماده کنی ".

و یکی از این اسباب "صبــــر " است...

صحبت درباره ی صبر بسیار سخت است اما تا هر جا که فکر می کنم می بینم خیلی با این واژه سرو کار داشتم ،دارم و خواهم داشت نه تنها من بلکه همه ی ما تا صبر نکنیم رهایی اتفاق نخواهد افتاد؛تا صبر نکنیم لحظات زیبا خلق نخواهد شد،باران نخواهد بارید زمستان سپری نخواهد شد ویهار را نخواهیم دید. و برای رسیدن به آن چه که مطلوب ماست باید صبر کرد اما جنس این صبر چیست ؟

آیا این که بنشینیم و دست روی دست بگذاریم یعنی صبور بوده ایم /،آیا شاهد بودن و ناظر بودن همان صبور بودن است؟،آیا صبر همان تحمل است؟،آیا کسی که همه چیز را به زمان می سپارد و منتظر معجزه است صبر را می شناسد؟!!

توجه و تمرکز باغبان را دیده اید؟حمایت، محبت و رنج بی پایان مادر را می ستایید؟این همان جنس ِ صبر است.

چند وقتی است همه چیز را به گونه ای دیگر تجربه می کنم و حتی صبر...

در طول سفرم آن قدر در شرایط متفاوت و حتی خاص قرار گرفتم تا جنس صبر را بشناسم هنوز صبور نیستم اما دلم می خواهد پا به پایم بیاید شاید صبر را بهتر بشناسیم.

در سفر خیلی چیزها مطرح است وقتی کنار همسفرت می نشینی و چشم به جاده می دوزی و تا چشم کار می کند خط سفید جاده است؛پیچ و خم هایی که هر چند هزار کیلومتر تکرار می شوند و اگر حواست به سرعتت نباشد ،اگر نگاهت را بین جاده و حواشی تقسیم نکنی و یا اگر مدام به حواشی چشم بدوزی و اگر حواست به سوختت نباشد و اگر تک و تنها جاده را بروی و حتی بر اثر یک بی توجهی مسیر را اشتباه بروی چه قدر از جاده دور می شوی و حالا اگر بی صبری هم نمایی نه تنها از جاذبه های جاده هیچ نمی فهی بلکه شاید سخت و دیر هم بگذرد.

یک چیزهایی هست که بودنش نه فقط در سفر بلکه در همه ی ابعاد زندگی حکم شاه کلید را دارد که نبود و پیدا نکردنش آروم و نرم درها را می بندد.

از این روست که صبر در وادی 5 یکی از موله های اساسی است و در قرآن بشر را بسیار به آن دعوت کرده و جایگاه صابرین را بسیار عظیم دانسته و در طول درمان در کنگره 60 صبر بسیار نمود پیدا می کند و بسیار تا بسیار حائز اهمیت است.

در کنگره می آموریم در صبر بی صبری نکنیم یعنی اگر مسیری را می رویم صبر کنیم تا به مقصد برسیم اما آیا ماشین را نگه می داریم و حرکت نداریم؟! صبر یعنی تلاش کن و اجازه بده زمان سپری شود تا برسی هم به مقصد و هم به مقصود/.

صبر با تحمل بسیار تفاوت دارد ؛تحمل یعنی باری را بر دوش خود حمل کردن و هیچ آگاهی و اموزشی با آن نیست اما صبر با آموزش همراه است تو می دانی باید بروی و برای رسیدن راهی به جز رفتن نیست پس تلاش می کنی و برنامه ریزی داری آموزش می بینی و به منصه ی ظهور می گذاری و نا گاه می بینی که رسیده ای!

اشاره به توجه و تمرکز باغبان کردم ،باغبان آن چه که برایش در اولویت است محصولش است ،بذر را می کارد ابیاری می کند و مراقب گرما و سرمای گلش است تا به بار نشیند ،به نور گلش اهمیت می دهد حتی ممکن است سرما و گرما بخورد تا محصولش اسیب نبیند آن چه که به بار می آید ثمره ی صبر اوست .

آیا اگر باغبان بنشیند و هیچ تلاشی نکند بعد زمستان ،گلش جوانه خواهد زد و بهار را خواهد دید؟

در طول مسیر زندگی باید همواره کاشت و درو کرد و در این مسیر نیز باید مراقبت داشت. باید تلاش نمود .

و ما همسفران حکم همان مادر و یا به بیان بهتر باغبان را داریم که در وهله ی اول باید مراقب شهر وجودی خود باشیم باید بسیار تلاش نماییم تا هر آن چه که داریم حفظ نماییم و روز به روز بر دارایی ها و به بیان دگر بر محفوظات ذهنی و مکنونات قلبی خود بیفزاییم در این صورت است که می توانیم یاری گر مسافران و خانواده های خود باشیم و رسیدن به چنین جایگاه خطیری مستلزم تــــــــــلاش و صبــــــــر عظیمی است و پاداش آن عظیم تر خواهد بود.

یادمان نرود ،مسافران ما سفر بسیار حساسی را در پیش رو دارند جاده لغزنده است و این ناشی از نوسانات و لغزش های درونی شان نیز هست راه بسی سخت و دشوار و هزار تو در پس هر خم جاده نمی دانند چه چیز انتظارشان را می کشد.

مسیر سخت است و گاه سرد و حتی گرم گرگ های هزار چهره و راهزن ها به شکلی زیبا انتظارشان رامی کشد و گاه سر مستند و گاه حیران گویی در چرخ و فلکی نشسته و تصاویر آن چه می بینند و حس می نمایند واقعی نیست و بار سفر به شونه های عظیمشان سنگینی می کند و حتی اگر گزاف نباشد ناغافل زمانی که نیاز به مواد دارند دست و پایشان نیز بسته است آیا بودن در کنار چنین مسافری و صبر کردن به پای چنین محصولی و حرکت و تلاش نمودن برای رهایی اش و رهایی مان شایسته تیست؟!

صبردندان روی جگر گذاشتن است،صبر دیده ها را نادیده فرض کردن است،برای صبور بودن باید به دانایی رسید،باید پذیرش پیدا کرد و تسلیم بود ،باید موقعیت و جایگاه خود را پیدا کرد و پذیرفت که شرایط فعلاً همین است اما برای تغییرش با تفکر تلاش نمود و پیوسته کاشت و داشت و برداشت نمود. و مهم تر این که یادمان نرود تمام پیمان هایمان را و پیمانی را که با خود خدای خود و مسافران خود بستیم،رهـــــــــــــایی/.

و در اخرای عزیز بزرگوار!گاهی درها بسته و محکم است و کلید دست دیگری است برای این که دری باز شود و کلید در دستانمان آید آن قدر می کوبیم تا در گشوده شود و با صبر عاشقانه انتظار می کشیم به امید آن لحظه...

با احترام :همسفر آمنه



ارسال توسط همسفــــر آمنه
آرشیو مطالب
پیوند های روزانه
امکانات جانبی
blogskin

ابزار وبلاگ

قالب وبلاگ